سفر زمستونی...
به نام خدا... به خاطر تعطیلی روز شنبه تصمیم گرفتیم بریم به زادگاه مامان بزرگها و بابا بزرگهای بردیا... تا هم یه آب و هوایی عوض کنیم هم از طبیعت زمستونی همدان لذت ببریم... بار و بندیل بردیا (شامل تمام لباسهای زمستونی بردیا و انواع غذاهای کمکی فریز شده) رو بستیم و راهی شدیم... اینجا: گردنه ی آوج... صبح روز شنبه... واااااااااااااااااای هوا بس نا جوانمردانه سرد بود انقدر سرد که بردیا فقط از پشت شیشه برف رو تماشا میکرد.... ولی بعد از کلی شال و کلاه کردن بردیا رفت حیاط... بردیا و مامانش در سرمای ١٠درجه زیر صفر همدان نفس کز گرمگاه سینه می آید برون ابری ...
نویسنده :
مامان نسرین
2:00











